کار تحقیقی حضانت و تعیین قیم 

پروژه دانشجویی - کارتحقیقی 1 و 2

http://kia-ir.ir

کار تحقیقی حضانت و تعیین قیم


کار تحقیقی حضانت و تعیین قیم

کار تحقیقی حضانت و تعیین قیم

مقدمه :

حضانت نگهداري و تربيت طفل است به گونه اي كه صحت جسماني و تربيت وي با توجه به نيازمنديهاي حال و آينده او، و وضع و موقعيت والدين طفل تأمين گردد. مسأله حضانت و اولويت هر يك از پدر و مادر براي نگهداري و سرپرستي طفل بيشتر زماني مطرح مي گردد كه آنها از هم جدا مي شوند، مشهور فقها و به تبع آن قانون مدني ايران برآنند كه مادر براي حضانت فرزند پسر تا 2 سال و براي دختر تا 7 سال شايسته تر است.

مهمترين مسأله در بحث حضانت، حفظ مصلحت طفل است كه مورد نظر قانونگذار بوده است؛ به همين جهت چنان كه ابوين شايستگي و شرايط اخلاقي لازم را دارا نباشد، اين حق از آنها سلب و به فرد شايسته اي كه دادگاه معين مي كند، اعطا مي شود.

فرضیه های تحقیق :

منظر و دیدگاه اسلام درمورد طفل و حضانت از طفل؟ – چگونگی اختیارات ولی و موارد اسقاط حق ولایت ؟مرجع نصب قیم و وظایف و اختیارات قیم –ماهیت و مدت و سقوط حضانت در قوانین موضوعه ایران ؟

چكيده:

مطابق قانون، حمايت از اطفال در ابعاد مالي و غيرمالي در سه محور ولايت، حضانت و قيمومت، مورد توجه قرار مي‌گيرد. ولّي قهري كه عبارت از پدر ، جدپدري و همچنين وصي منصوب از طرف ايشان است داراي اختيارات تام در امور مالي و غيرمالي صغير و طفل بالغ غيررشيد مي‌باشند. اين ختيارات و بي‌اختياري حضانت كننده در امور مالي صغير در عمل موجب بروز مشكلاتي براي مادر كه غالباً عهده‌دار سرپرستي طفل است، مي‌گردد. رويه‌هاي اداري و قضايي فراقانون نيز، دامنة اين مشكلات را توسعه مي‌دهد. در اين نوشتار سعي شده علاوه بر بررسي مشكلات، راه‌حل‌ها و پيشنهاداتي ارائه گردد.

واژگان كليدي:

ولي قهري، قيم، حضانت، ضم امين، اداره امور سرپرستي

فصل اول تعريف طفل و سیر تاریخی حضانت

در تعريف كودك و تعيين حدود و ثغور آن اختلاف نظر فراوان است. دوران زندگي انسان‌ها به نوزادي، كودكي، نوجواني، جواني، ميانسالي و پيري تقسيم شده است؛ اما تعيين سنين نوزادي، كودكي و چگونگي تشخيص آن جاي بحث دارد. (مقاله احتياج به مقدمه‌اي مناسب دارد و محل اين تعريف تغيير كند)

گفتار اول - كودك از منظر اسلام

قرآن كريم شروع دوران طفوليت را ابتداي تولد مي‌داند. آنجا كه از دوران جنيني (مستور) كه سرا پا تحول و تطور است خارج شده و وجودي مستقل مي‌يابد «فانا خلقناكم من تراب ثم من علقه ثم من مضغة نخرجكم طفلاً» (حج، 5). مراحل مختلف رشد انسان در قرآن كريم به نام‌هاي طفوليت يا صبابت، بلوغ، رشد، اَشُدّ، شيخوخت و ارذل العمر آمده است. تطورات دوره جنيني با دميدن روح خداوندي در جسم انسان اوج مي‌گيرد «نفخت فيه من روحي» (حجر، 29). طفلي كه در گهواره است (نوزاد) و آن گاه كه بر روي پاهاي خويش مي‌ايستند، طفلي غيرمميز است و ضابطه تمييز طفل، عدم تشخيص تفاوت‌هاي جنسيتي زن و مرد است «او الطفل الذين لم يظهروا علي عورات النساء» (نور، 31) علامه طباطبائي در تفسير اين آيه مي‌فرمايد منظور اطفالي است كه بر عورت‌هاي زنان غلبه نيافته‌اند يعني آن چه از امور زنان است كه مردان از تصريح به آن شرم دارند، اطفال زشتي آن را درك نمي‌كنند). اما طفل مميز بر اين تفاوت آگاه است و به همين جهت خداوند آيه استيذان را براي آنان نازل كرده و اهل ايمان را به حفظ خلوت خويش از اين اطفال سفارش نموده است (نور، 58).

بـلوغ مرز كودكـي و رشـد بوده و به معناي رسيدن به انتها است. خداوند متعال بلوغ را رسيدن به سن نكاح مي‌داند «و ابتلو اليتمي حتي اذابلغو النحكاح» (نساء، 6) آن گاه كه اطفال شما به حد بلوغ و احتلام رسيدند بايد مانند بالغان با اجازه وارد شوند و تحويل اموال كودك بالغ شده را منوط به احراز رشد مي‌نمايد. در قرآن كريم واژه بلوغ گاه براي رشد جنسي و گاه براي رشد عقلي استفاده است و بلوغ جنسي و احتلام را مرز رشد جنسي قرار داده است. همچنين ديگر بلوغ جنسي را صرفاً اماره‌اي بر رشد اقتصادي قرار داده و احراز رشد عقلي صغيري كه به بلوغ جنسي رسيده است را شرط سپردن اداره اموال به وي قرار داده است (حج، 5: غافر، 67) قابل تعمق است كه در هيچ يك از آيات، سن و مرزي براي بلوغ مشخص نشده و معيار سنجش آن حلم و رسيدن به سن نكاح است كه همگي اموري طبيعي مي‌باشد و در اشخاص، متفاوت است. روايات در موضوع سن بلوغ سه دسته هستند:

ـ عدم تعيين سن بلوغ؛ صرفاً به ذكر نشانه‌هاي آن اكتفا نموده و اكثراً حُلم (احتلام) را كه امري غيرتعبدي است دليل بلوغ دانسته‌اند (مرعشي، 1371، ص67). مانند صحيحه علي‌بن جعفر كه بلوغ را احتلام كودك و آشنايي وي به داد و ستد تعريف نموده است (حرعاملي، 1403ق: ج1، ص31). (اصل روايات در اين بخش آورده شود)

ـ تعيين سن مشخصي به عنوان اماره بلوغ؛ موثقة عبدالله بن سنان به نقل از امام صادق (ع) از اين گونه روايات است كه سنين 9 سال و 13 سال را به ترتيب براي دختر و پسر اماره بلوغ قرار داده و ملاك تحقق آن را حيض در دختر بيان نموده‌اند.). البته در روايات ديگر سن‌هاي متفاوتي ذكر شده است.

ـ رسيدن به سن معيني را دليل بلوغ قرار داده بدون اين كه نشانه‌هاي بلوغ را بيان كند. روايت ابوحمزه ثمالي از امام جعفر صادق (ع) كه سنين 13 ـ 14 سالگي را سن بلوغ معرفي كرده، هرچند آثار احتلام در كودك ظاهر نشده باشد در روايات دسته اول و دوم، سن در تعيين بلوغ موضوعيت ندارد و اشاره به سن خاصي به عنوان اماره‌اي نسبي در جهت شناخت غالب افراد جامعه است كه معمولاً در اين سن آثار ظاهري بلوغ پديدار مي‌شود. اما در روايات دسته سوم، سن در تشخيص بلوغ موضوعيت دارد به گونه‌اي كه آن را بايد اماره مطلق در تشخيص مكلف قرار داد. اما با تلفيق آيات و روايات به‌نظر مي‌رسد بلوغ سني، صرفاً اماره‌اي براي تحقق بلوغ جنسي و بلوغ طبيعي است. به عبارت ديگر براي تشخيص بلوغ نيازي به بيان شرع نيست؛ زيرا بلوغ از اموري طبيعي است كه در لغت و عرف مشخص مي‌باشد و مانند عبادات از موضوعات شرعي نيست كه فقط از طريق شارع قابل شناخت باشد. صاحب جواهر از جمله فقهائي است كه به طبيعي بودن بلوغ معتقد مي‌باشد (چنانچه مشهور فقهاي اماميه 9 سال را در دختران به طور تعبدي اماره بلوغ دانسته‌اند، اما اعراض از اين نظر محل اشكال نخواهد بود؛ زيرا «فقهائي كه به روايات 9 سال عمل كرده‌اند به اين خاطر بوده كه فكر مي‌كردند سن 9 سالگي اماره بلوغ است و پس از آن كه معلوم شد 9 سالگي اماره بلوغ نيست و گاهي دختران در 9 سالگي بالغ مي‌شوند، اعراض آنان از عمل به روايات موجب وهن نمي‌گردد»پ . همچنين تحقق بلوغ به معناي خروج از مرحله كودكي نيست همچنان كه در آيه 6 از سوره نساء، رسيدن به حد نكاح را موجبي براي تحقق تعبدي رشد در فرد ندانسته بلكه آن را صرفاً موجبي براي به آزمون گذاردن قواي عقلاني قرار داده است.

گفتار دوم - كودك در قوانين موضوعه

با تصويب قانون مدني در سال 1314، مقنن بدون توجه به سن بلوغ، هجده سال را به عنوان اماره‌اي براي رشد اشخاص در امور مدني قرار داد. در ماده 1209 ق.م. آن چنين مقرر داشته بود: «هر كس كه داراي هجده سال تمام نباشد در حكم غير رشيد است. معذلك در صورتي كه بعد از 15 سال تمام، رشد كسي ثابت شود، از تحت قيمومت خارج مي‌شود». همچنين قانون راجع به رشد متعاملين مصوب 1313 با تاكيد بر سن هجده سال به عنوان سن رشد معاملي، محاكم عدليه، ادارات دولتي و دفاتر اسناد رسمي را مكلف نمود در مورد كليه معاملات، عقود و ايقاعات كساني را كه به سن هجده سال تمام شمسي نرسيده‌اند، اعم از ذكور و اناث، غيررشيد بشناسد مگر آن كه رشد آنها قبل از معامله مدعي‌العموم در محكمه ثابت شده باشد.

مقدمه .............3

چکیده ...........4

واژگان کلیدی ............. .........4

فصل اول تعريف طفل و سیر تاریخی حضانت ................5

گفتار اول - كودك از منظر اسلام ...........5

گفتار دوم - كودك در قوانين موضوعه......7

فصل دوم - راه‌هاي حمايت از طفل .....9

گفتار اول حضانت............ .....9

مبحث اول – نگهداری طفل ......................9 مبحث دوم تربیت طفل .......9

گفتار دوم - ماهيت حضانت....................10

گفتار سوم مدت حضانت ..12

گفتار چهارم – سقوط حضانت ....................14

مبحث اول )جنون؛..............14

مبحث دوم – ازدواج مادر.....14

مبحث سوم - عدم مواظبت از طفل.......14

فصل سوم - ولايت.............16

گفتار اول - اختيارات ولّي16

مبحث اول حجر .............18

 

مبحث دوم - عدم امانت در انجام امور صغير...............18

گفتار دوم - ولايت مادر...19

گفتار سوم شرایط ضم امین ..20

مبحث اول - كبر سن و بيماري ولّي.....20

مبحث دوم – غیبت یا حبس ولی قهری ------..-----21

فصل چهارم – قیومیت ------22

گفتار اول موارد نصب قیم.............................22

گفتار دوم وظایف و اختیارات قیم ................23

نتيجه-26

پیشنهادات --------31

منابع ------------32

  انتشار : ۶ فروردین ۱۳۹۶               تعداد بازدید : 2512

برچسب های مهم

اردبیل

تمام حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به "" می باشد

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما